نقش اصلی نمایندگان در انتصابات مدیران شایسته

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین عصرزاگرس است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.
کد خبر : 58693
تاریخ انتشار : جمعه 25 سپتامبر 2020 - 11:41
نقش اصلی نمایندگان در انتصابات مدیران شایسته

عصرزاگرس؛ مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین عصرزاگرس است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید

بسمه تعالی
پیامبر اکرم(ص) فرمودند :
دو صنف هستند که هرگاه صالح باشند امت صالح خواهند بود و هرگاه فاسد شوند امت فاسد خواهد شد سوال شد یا رسول الله این ها چه کسانی هستند؟ فرمود : دانشمندان و مدیران جامعه
عدم دخالت نمایندگان استان در عزل و نصب مدیران مي‌تواند بحث عدم دخالت در انتصابات این ذهنیت را به وجود آورد که ممکن است منجر به استمرار مدیران غیر کارا و… در منطقه شود، مدیرانی که خود مانعی در جهت توسعه قلمداد می شوند . واقعیت آن است در جریان رقابت نامزدهای محترم مجلس همواره جمعی به طرفداری نامزدی به میدان می آیند، این موضوع امری طبیعی و براساس دموکراسی رویه ای متعارف و منطقی قلمداد می گردد. و برکسی نقدی در این راستا وارد نمی شود. لکن دراین میان هستند عزیزانی که انتخابات را از منظر نگاه خویش و به صرف منافع شخصی می نگرند، به عبارتی همواره درتلاش هستند گزینه هایی را برگزینند که در آینده با توجه به جّو حاکم به مطامع شخصی و جریانی نگاه پررنگ تری دارند . مدیرانی که خویش توسط نماینده وقت منصوب شده اند، ازآنجائی که مصلحت گرا هستند در طرفه العینی به حامی خود پشت پا زده و از گزینه مطمئنی به زعم خویش حمایت می نمایند، نماینده ای که برای انتصاب چنین افرادی از شخصیت خویش هزینه ها نموده و شاید هم یکی از علت های عدم راهیابی نیز در انتخاب چنین مدیران مصلحت طلب تعبیر و تفسیر نمود.
بنابراین نقش نظارتی و تأثیرگذار نمایندگان مجلس به سبب حمایت از گزینه ی غیرکارآمد همیشه زیر سوال رفته و حتی در مواردی نیز با حمایت بدون چون و چرا از ضعف های موجود به کتمان واقعیت ها دامن می زند . انتصاب چنین مدیرانی درادامه برای مدیران کل نیز بسیار حیاتی و مهم قلمداد می گردد، خیلی از مدیران کل نیز چنین تعاملاتی را برای ابقای دوران مدیریتی خویش ضروری می بینند. چرا که با اینکار خواسته نمایندگان استان را اجابت نموده و از طرفی برای قصور مدیران منطقه ای به سبب ضعف مدیریت آنان مورد بازخواست و مواخذه نیز قرار نمی گیرند . واقعیت این است که وظایف حوزه بومی نمایندگی یک نماینده به صورت قوانینی نانوشته و فاقد چارجوب مشخص و خارج از محدوده تعیین شده در قانون است. از این رو، هر نماینده به تشخیص خود در ایفای نقش در حوزه انتخابی اش، اقدام می کند. نماینده مجلس اختیار اجرایی ندارد و در حوزه انتخابیه نیز وظیفه اش نظارتی است مثل نظارت بر نحوه اجرای قانون و مصوبات و بودجه در حوزه انتخابیه که می تواند ضعف مسئولین بومی را به مقامات عالی گزارش دهد. مردمان یک منطقه به نمایندگی از خودشان یک نفر را انتخاب میکنند تا حرف، مشکلات، کاستی ها را به عنوان منتخب مردم و امین مردم به گوش مراجع بالاتر برسانند و در کنار آن پیگیر خواسته های بر حق مردم و منطقه باشد. نماینده مجلس باید بی عدالتی های احتمالی را در سطح منطقه پیگیری و از حق و حقوق مردم در حوزه انتخابیه خود با هدف اجرای هر چه بیشتر عدالت دفاع کرده و با تلاش و کوشش مضاعف از بی عدالتی و حق کشی نسبت به حقوق حقه مردم جلوگیری کند تا اینکه در عزل و نصب مدیران دخالت نماید .
بسیاری از مردم و گاه خود نماینده ها امور اجرایی در حوزه انتخابی مربوطه را جزو وظایف نماینده مجلس می دانند در حالی که این وظایف عمدتاً بر عهده دستگاه های دولتی و قوه مجریه می باشد. نماینده حق سفارش خودی ها و اهالی ستاد برای انتصابات ندارد مگر اینکه از وی استعلام کنند و ایشان فردی را نه بخاطر ستادی بودن بلکه بخاطر لایق بودن (چه بسا ستادی هم باشد) سفارش کند اما نباید تاکید کند یا تحمیل کند.شاید تصور و نیت برخی نمایندگان کمک به مجموعه برای برخورداری از مدیری شایسته و توانمند است، در حالی که به لحاظ محدودیت دایره دید و شناخت از افراد به ستاد و پیرامون، خود به خود انتصابات جناحی را دامن زده و همین نوع انتصاب دلیلی می شود که نماینده نتواند مدیر انتصابی را مورد بازخواست جدی قرار دهد. عملکرد منفی مدیر نیز به وجهه نماینده آسیب خواهد زد. اما در صورتی که در انتصابات شایسته سالاری و نظرات داخل مجموعه ای یا نهاد مافوق آن مدنظر باشد. بازخواست و نظارت از سوی نماینده با سهولت امکان پذیر شده و در برکناری ها و عزل های احتمالی هم ملاحظه ای در کار نخواهد بود. ضمن این که نماینده به این شکل قدرت خود را نیز به رخ کشیده و در اذهان عمومی نه به عنوان یک دخالتگر بلکه به عنوان یک نجاتگر تصویر خواهد شد. هنگامی که نمایندگان مجلس در محافل عمومی حضور می یابند مردم تقاضای رفع معضلات شهری و معیشتی را دارند، گاه تمام نارسایی‌های شهرستان را از عملکرد نماینده می‌بینند، در حالی که پرداختن به این مسایل از حیطه وظایف نمایندگان مجلس خارج است. نماینده مجلس در مقام وکیل مردم موظف به نظارت بر اجرای این امور در منطقه و کشور است و حق دخالت در اجرا را ندارد. سرمایه گذاری، ایجاد کارخانجات تولیدی، تعویض و نصب مدیران دستگاه های دولتی، ایجاد اشتغال، رفع معضل بیکاری، ارایه خدمات از قبیل آب، جاده، برق، گاز، تلفن و غیره از وظایف قوه مجریه و نماینده عالی دولت در شهرستان یا استان است. واقعیت آن است هر نماینده ای می تواند تعدادی درخواست از مدیران کل داشته باشد، اگر این توقعات در انتصاب مدیران به سادگی هزینه گردد دیگر نمی تواند آن تأثیرگذاری لازم را برای حصول اهداف متعالی تری داشته باشند .
اهداف
ایجابی :
* وظایف حوزه بومی نماینده به صورت قوانینی نانوشته و فاقد چارجوب مشخص و خارج از محدوده تعیین شده در قانون است .
* نماینده به تشخیص خود در ایفای نقش حوزه انتخابی اش، اقدام نکند .
* نماینده مجلس اختیار اجرایی ندارد و در حوزه انتخابیه نیز وظیفه اش نظارتی است .
* نظارت بر نحوه اجرای قانون و مصوبات و بودجه در حوزه انتخابیه که می تواند ضعف مسئولین بومی را به مقامات عالی گزارش دهد .
* امور اجرایی در حوزه انتخابی مربوطه را جزو وظایف نماینده مجلس می دانند در حالی که این وظایف عمدتاً بر عهده دستگاه های دولتی و قوه مجریه می باشد .
* نماینده مجلس در مقام وکیل مردم موظف به نظارت بر اجرای این امور در منطقه و کشور است و حق دخالت در اجرا را ندارد .
سلبی :
* نماینده مجلس باید بی عدالتی های احتمالی را در سطح منطقه پیگیری و از حق و حقوق مردم در حوزه انتخابیه خود با هدف اجرای هر چه بیشتر عدالت دفاع کرده و با تلاش و کوشش مضاعف از بی عدالتی و حق کشی نسبت به حقوق حقه مردم جلوگیری کند .
* معرفی شاخص ها، توانمندی ها، ظرفیت موجود از نظر کمی و کیفی به مسؤلان عالی کشوری و استانی، توسط نماینده می تواند یکی از مصداق های نظارت بر اجرای قانون باشد .
* سرمایه گذاری، ایجاد کارخانجات تولیدی، تعویض و نصب مدیران دستگاه های دولتی، ایجاد اشتغال، رفع معضل بیکاری، ارایه خدمات از قبیل آب، جاده، برق، گاز، تلفن و غیره از وظایف قوه مجریه و نماینده عالی دولت در شهرستان یا استان است .
* احاطه بر مسایل کلان مملکتی، برخورداری از هوش، ذکاوت و درایت سیاسی، قوه تشخیص بالا، قدرت تجزیه و تحلیل مسایل، حوصله، توانایی و سواد جستجو، دست¬یابی و مطالعه اطلاعات، به همراه مشاوران خوش فکر، با درایت و صاحب نظر، از ویژگی¬ هایی است که انتظار می رود در یک نماینده مجلس در حد قابل قبول وجود داشته باشد .

برچسب ها :

ناموجود