اگر دین ندارید واز قیامت نمیترسید لااقل آزاد مرد باشید/پاسخی به منتقدان عملکرد ۱۶ ساله سید محمد موحد

آن وقت ها که بی سوادی چهره شهرستان را کریه دار کرده بود و موحد به هر دری زد تا مدرسه ای یا کلاس نهضتی را در آن منطقه فراهم کند ، شما کجا بودید ؟

کد خبر : 55560
تاریخ انتشار : جمعه 24 ژانویه 2020 - 3:13
اگر دین ندارید واز قیامت نمیترسید لااقل آزاد مرد باشید/پاسخی به منتقدان عملکرد ۱۶ ساله سید محمد موحد

عصرزاگرس/سید مرتضی زاهدی نیا؛

بسم الله الرحمن الرحیم
اگر دین ندارید و از قیامت نمى‏ ترسید، لااقل در دنیاى خود آزاد مرد باشید.
با توجه به این فرمایش امام حسین (ع) لازم دیدم چند کلامی با آقایونی که منکر عملکرد ۱۶ ساله ی حجت الاسلام و المسلمین سید محمد موحد هستند داشته باشم

منکرینی که با بی انصافی تمام، ناسپاسی لفظی و کلامی را به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن به منصه ظهور رسانیدند.
آن زمان که موحد با « لندکروز و لندرور » تمام نقاط شهرستان را می پیمود تا بتواند از نزدیک فقر و محرومیت را لمس کند شما کجا بودید ؟
آن زمان که موحد روزهای سرد و بارانی هم از کار نمی نشست و در بسیاری از مواقع همانند کودکان دبستانی او هم با مانعی به نام آب رودخانه مواجه می شد شما کجا بودید ؟
آن زمان که تلفن رویای پدران من و شما بود با تلاش چه کسی موبایل و اینترنت به دیارمان آمد؟
آن زمان که موحد مدیر یا مسئولی را برای اینکه قانع کند تا مشکل راه فلان روستا را حل کند آن هم با پای پیاده در جاده های صعب العبور رنج سفر می کشید شما کجا بودید ؟
آن روزها که دکتر و بیمارستان رویایمان بود چه کسی بیمارستان را با تمام تجهیزات آورد و پدر و پدر بزرگ ، مادر و مادر بزرگ من و شما در آن درمان شدند و خواهند شد کجا بودید ؟
آن زمان که موحد که خیلی از شب ها را در جاده تهران به دهدشت آن هم با پاترول و پیکان به صبح می رسانید شما کجا بودید ؟
مثل الان نبود که هواپیما شما و یارانتان را جا به جا کند و شما از پشت شیشه چشم انداز شهر و روستا را نگاه می کنید ونمی دانید که موحد چه خون دلها خورد و چه زجرها کشید تا امکاناتی برای دیارمان فراهم کند ، آن روزها شما کجا بودید ؟
آیا خاطره تلخ زنان با مشک بر پشت و بچه در بغل را برای اندک آب، نه چندان سالم که در کنار رودخانه ها و کوره چشمه ها پرسه می زدند با آب لوله کشی سالم به فراموشی سپرید ؟ اگر چه این خدمات در پرتو نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حاصل شد اما بر کسی پوشیده نیست تلاش های پیگیر و مجدانه موحد این روند را تسریع کرد.
آن وقت ها که بی سوادی چهره شهرستان را کریه دار کرده بود و موحد به هر دری زد تا مدرسه ای یا کلاس نهضتی را در آن منطقه فراهم کند ، شما کجا بودید ؟
آن روز ها که با پیگیری موحد بسیاری از مدارس کپری دیارمان به باد فراموشی سپرده شد شما کجا بودید ؟
شک ندارم شما هم یکی از همان دانش آموزان کپری بودید و اینک گذشته را از یاد برده اید و حتی جانب اخلاق را فراموش کرده اید و مطالبی را در اوج بی انصافی مشق می کنید. آن وقت ها که مشق شب من و شما و برادرانمان زیر فانوس ها نوشته می شد و بخاری من و شما هیزم بود چه کسی برای برق و گاز تلاش کرد ؟ حالا این روزها در زیر همان برق که برایش رنج ها کشیده شد و در کنار شعله های گرم همان گاز بی خبر از همه جا به ناسپاسی از همان شخص مشغول هستین ؟
دل هر انسان آزاده ای از اخلاق امروز شما به درد می آید که همه قانون های نوشته و نانوشته شده را زیر پا می گذارید . شما که دیروز و امروز پایبندی به هیچ قسم و وعده های سر خرمن خود را ندارید فردا چطور می خواهید وکیل ملتی باشید ؟
اگر چه ما به این نا سپاسی های سراسر غرض شما عادت کرده ایم ، اما کجاست آن منتقد منصف که دست او را به گرمی بفشاریم و او را پاس بداریم ؟
آن روزها که ما مسافرت در مسیر دهدشت – یاسوج برایمان صعب بود و سخت چه کسی پای جوانان ما را به مسیر تهران – کرج با ایران خودرو اش باز کرد ؟ چه کسی پای جوانان ما را به مناطق نفتی و گازی عسلویه ، ماهشهر و …. باز کرد ؟ چه کسی حامی و یاور جوانان ما برای پست های کلان کشور بود ؟ البته هیچ گاه غافل از ایجاد اشتغال در درون شهر و دیارمان نبوده و نیست و نخواهد بود . اما کو انصاف ؟ کجا انصاف ؟ و دریغ از ذره ای از انصاف ؟
سخن این است چرا وقتی « پویش بازگشت دوباره ی عزت به کهگیلویه » را در بطن جامعه می بینید و موجی فراگیر در حمایت از ایشان به پا خواسته این چنین ناسپاس و ناجوانمرد هستید؟
سخن کوتاه می کنم و جان کلام را خدمتتان عرض می نمایم
اگر دین ندارید و از قیامت نمى‏ ترسید، لااقل در دنیاى خود آزاد مرد باشید.
و سلام
سید مرتضی زاهدی نیا

برچسب ها :

ناموجود