طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : جمعه ۳ اسفند, ۱۳۹۷ | کد خبر : 38515 | نویسنده : سیروس بزمی
  •   

    نسبت به علاقه و اراده ای که داشت چنان رشادتی از خود نشان داد که زخمهای وی دست کمی از زخمهای علی اکبر نداشت یعنی ۲۴ گلوله به جان خود خرید و جان به جان آفرین تسلیم نمود و شربت شهادت نوشید.

    به گزارش پایگاه خبری عصر زاگرس زندگینامه ی شهید ناصر ارغنده از فرزندان ایل غیور بهمئی، ساکن روستای درغک از روستاهای شهرستان کهگیلویه بدین شرح است:

    نسبت به علاقه و اراده ای که داشت چنان رشادتی از خود نشان داد که زخمهای وی دست کمی از زخمهای علی اکبر نداشت یعنی ۲۴ گلوله به جان خود خرید و جان به جان آفرین تسلیم نمود و شربت شهادت نوشید .

    نام شهید : ناصر                 

    نام پدر : نوراله

    تاریخ تولد : ۱۳۴۸

    محل تولد : روستای درغک

    تاریخ شهادت : ۶۴/۱۱/۲۳

    محل شهادت : فاو

    زیارتگاه : روستای درغک

    زندگینامه

    به نام الله پاسدار حریم قرآن و حرمت خون شهیدان

    شهید ناصر ارغنده در روز چهاردهم شهریور ماه ۱۳۴۸ در خانواده ای فقیر اما مذهبی در روستای درغک چشم به جهان گشود . پدر وی کشاورزی می کرد و مجبور بود خرجی ۸ نفر را بدهد از صبح تا شب به کار مشغول بود . دوران کودکی وی مصادف با حکومت ستمشاهی طاغوت بود.

    این دوران از زندگی شهید چون زمان اختناق بود، هیچگونه فعالیتی نمی توانست داشته باشد . زمان کودکی را با چهره بشاش و همیشه خندانش سپری کرد. در سن شش سالگی به مانند بقیه دوستانش روانه مخزن علم و دانش شد سالهای اول و دوم تا چهارم را با موفقیت به اتمام رساند و وارد سال پنجم شد . این سال سالی بود که امت ایران در اوج تظاهرات خود به بالاترین درجه رسیده بود . ناصر شهید در این سال فعالیتی چشمگیر داشت؛ از جمله تمام عکسهای محمدرضاشاه را از کتابهایش بیرون آورد و پاره کرد. هرچه معلمین توصیه می کردند که این کار را نکنید او گوش نمی کرد. چون موج خروشان ملت را می دید ، تماشا می کرد که ملت بیدار شده است . شهید ارغنده دوران ابتدایی خود را با پایان دادن امتحان نهایی پنجم به پایان رسانید و در سال ۱۳۵۸ وارد دوران نوجوانی یعنی دوران راهنمایی خود گردید . ناصر علاقه فراوانی به درس خواندن و مطالعه کتب غیر درسی داشت و همین امر باعث می شد که شبها تا مدتها می نشست و صبحها زود بیدار می شد و سراغ درس را می گرفت.

    در میان درسهایش علاقه فراوانی به هنر داشت و از نظر خط بهترین و بارزترین دانش آموز بوده است و هنوز هم آثار خط ایشان بر روی کلبه های گلین این روستا نمایان است.

    شهید مذکور در دوران بلوغ دوشادوش پدر مستضعفش به کار کشاورزی مشغول بود. آشنایان می دانند که ایشان در داشت و برداشت غلات با فعالیت فراوان با خانواده همکاری می کرد . پدر ایشان چنان از وی راضی و خشنود بود که نمیتوان با دیگر پدران نسبت به فرزندانشان مقایسه کرد و با وجود اینکه با پدرش همکاری زیاد داشت به موقع درس خود را حاضر می کرد.

    شهید محبوب چنان همکار خوبی برای پدر بود که سبب شد یک سال از راهنمایی را درس نخواند و در آن سال از دیگر رفیقانش عقب ماند و در این یکسال چنان ناراحتی دید که همیشه از آن می نالید . در این دوران همانند دیگر دوستان با دادن شعارهای انقلابی و مذهبی جلوتر از همه بود و در خواندن قرآن برای دیگران سرمشق بود و در هر حال به ذکر و یاد خداوند بزرگ مشغول بود و به قول دوستانش تا در روز قرآن نمی خواند دلش آرام نمی گرفت . زندگی پر از فراز و نشیبی را گذراند تا سوم راهنمایی را گرفت.

    پدرش از یک جهت ناراحت بود که همکار صمیمی خود را از دست داده و زندگی را برایش تیره و تار می ساخت و از جهت دیگر نگران دوری فرزندش بود که می بایست بقیه دوران را در شهرهای دور درس بخواند، بود . شهید وقتی وارد دوره دبیرستان شد خدمت کردن را بر ثروت اندوختن ترجیح داد و برای خدمت کردن به روستاهای دور افتاده وارد دانشسرای تربیت معلم گردید .

    شهید ارغنده بارهای بار برای اعزام به جبهه ثبت نام کرد ولی با مخالفت مسئولین بسیج سپاه پاسداران به علت کم سن و سالی مواجه گشت . شهید عزیز چون شور و شوق فراوانی برای رفتن به جبهه داشت ولی نمی گذاشتند که برود در نتیجه علاقه خود را نسبت به درس کم کرد و همه افکار خود را غرق در سیاست و جنگ می کرد . ایشان یک سال را در تربیت معلم با هزاران رنج و مشقت گذراند . در دبیرستان طبق روایت بچه های همکلاسیش فردی فعال و مهم به شمار می رفت . صبح ها قرآن می خواند ، شبهای جمعه دعای کمیل می خواند و در هر حال همیشه به یاد خدا بود و شبهای چهارشنبه را دعای توسل می خواند . نمازش را با توسل و در مسجد می خواند . بیشتر وقت خود را صرف تبلیغ و جمع آوری نوحه ها و شعرها و گوش دادن به سخنرانی و نوارهای مذهبی می کرد. اخلاق نیکو و فاضلش سرمشق دوستان و اطرافیان بوده است . بر آشنایان واضح است چهره همیشه خندان و صورت نورانی اش که در هر حال با مردم برخوردی گرم و صمیمی داشت . ایشان سعی فراوانی در جمع آوری کتب مختلف داشت و بنیاد این کار را نهاد ولی به آرزویش نرسید و هم اینک تعداد ۴۰ تا ۵۰ کتاب از انواع مختلف دارد . تابستانها به سراغ کار و خانه برمی گشت و با پدر همکاری می کرد و در یک تابستان چون از نظر مادی در مضیقه کامل قرار گرفت سراغ کارگری و کارکردن رفت . چون تربیت معلم از خانواده خیلی دور بود و ایشان مجبور به همکاری با پدر بود از تربیت معلم بیرون آمد و در همان موقع یعنی روزهای عید کاروان جبهه به حرکت درآمد و شهید عزیز جبهه را بر عید و ماندن در کنار پدر و مادر ترجیح داد . خودش می گفت دوست دارم در کنار رزمندگان در سنگرهای عابدان حقیقی به ذکر و نیایش بپردازم و در همین مکان مقدس جان دهم . و برای اولین بار رهسپار جبهه های نور علیه ظلمت شد .

    در همین حال که عراقیها حمله کردند از ناحیه ران زخمی شد و با اصرار فراوان او را به بیمارستان اصفهان آوردند و بعد از این او را مرخص کردند ولی قبول نکرد و با همان پای زخمی و پانسمانی به جبهه برگشت .

    در جبهه فعالیتهای فراوانی اعم از سیاسی و مذهبی داشت . نوحه ها و شعرها و خواندن دعا و دیگر تبلیغات بر عهده ایشان بود . با تمام شدن وقت و اصرار پدر و مادر به خانه برگشت و با پافشاری زیاد قوم و خویشان در دبیرستان شهید بهشتی دهدشت ثبت نام کرد ولی هیچ گاه آرام نمی گرفت . عشق و علاقه فراوانی به رزمندگان ، جهاد کردن در راه خدا داشت که او را واداشت تا با کاروان راهیان کربلا به جبهه برود .

    ناگفته نماند شهید ارغنده که همه مربیان و دبیران دبیرستان شهید بهشتی او را می شناختند جزو انجمن اسلامی و عضو اصلی تبلیغات انجمن و سرپرست شاخه کتابخانه دبیرستان بوده است . خودش می گفت یا باید در جبهه باشم یا اگر نروم باید فعالیت گرم داشته باشم در هر صورت که شد پنهانی و بدون اینکه کسی بفهمد در بسیج ثبت نام کرد و برای دومین بار عازم جبهه شد . شور و عشق وی به جبهه تا حدی بود که در وصیت نامه اش می نویسد مادر دعا کن برنگردم . ایشان در گردان یدالله بود چون فرماندهان گردان او را کاملاً می شناختند فرمانده گردان سیف الله از او خواهش کرد که به گردان سیف الله بیاید . شهید با قد متوسطی که داشت ولی با علاقه فراوان کمک تیربارچی گردان بود و با رشادت فراوان جنگید . رفیقان نزدیکش نقل می کنند که اولین تیر به ران او خورد و ایشان چون می دانست اگر حمله نکند اسیر می شود حمله ور شد و قبول نکرد که دست اسیری بالا ببرد و نسبت به علاقه و اراده ای که داشت چنان رشادتی از خود نشان داد که زخمهای وی دست کمی از زخمهای علی اکبر نداشت یعنی ۲۴ گلوله به جان خود خرید و جان به جان آفرین تسلیم نمود و شربت شهادت نوشید . روحش شاد و راهش پررهرو باد .

    تو مپندار که یادت برود از دل ما        مگر آن روز که در خاک شود منزل ما

    منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه و بویراحمد

    ابرچسب ها :
    امروز شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • هاشمی‌پور: میثاق‌نامه‌ی نیروهای انقلاب را امضاء نکردم / شیرین‌ترین و تلخ‌ترین خاطره حاج عدل در سال ۹۷/ تقدیر از اداره راه و شهرسازی چرام
  • در خطبه های نماز جمعه شهر لیکک عنوان شد: نام گذاری سال به نام رونق تولید نشان از دغدغه رهبری در زمینه معیشت مردم است/ اعتماد به کشورهای غربی ثابت کرد که فقط وقت تلف می‌شود
  • رضایت فرماندار کهگیلویه از محل اسکان مسافران نوروزی در دیشموک
  • بازید فرماندارکهگیلویه از محل اسکان مسافران نوروزی در سوق/تصاویر
  • نمایش «ماجرای مزرعه» در دهدشت روی صحنه رفت (+تصاویر)
  • عامل توزیع گوشت خارج از شبکه نقره داغ شد/هشدار “علویان سوق” به متخلفین صنفی
  • ستارگان سورنای رستم فارس قهرمان فوتبال یادواره شهدای لیر بزرگ بخش سوق شد/تصاویر
  • نشست خبری رئیس دانشکده صنعت و معدن چرام با اصحاب رسانه/تصاویر
  • دیدار معاونین شرکت ملی نفت ایران از مصدومین حادثه آتش سوزی لوله گاز اهواز
  • علی پورک پور؛آمادگی ۹ مدرسه برای اسکان مسافران نوروزی دهدشت
  • اقدام شایسته مدیر هنرستان فنی چاروسا
  • دیشموک در مسیر توسعه با پیگیری های مجدانه بخشدار جوان
  • برنامه ریزی اسکان مسافران نوروزی در جلسه شورای آموزش و پرورش دیشموک
  • اعتصاب پرسنل شهرداری چرام به عدم پرداخت مطالبات/کارگران شهرداری چرام در برزخ مشکلات+تصاویر
  • نشست بخشدار سرفاریاب با دهیاران جهت استقبال از مسافران نوروزی/تصاویر
  • میوه شب عید به غرفه‌های توزیع رسید/ نتیجه زحمات جهاد کشاورزی در دست ناظران صنعت و معدن
  • استاندار کهگیلویه و بویراحمد به بخش چاروسا توجه ویژه دارد
  • جشن بزرگ عیدانه در دهدشت برگزار می شود + زمان و مکان
  • خبرنگار عصرزاگرس مشاور رسانه ای بخشدار چاروساشد
  • روستاهای بدون دهیاری کهگیلویه و بویراحمد اعتبار گرفتند